عماد الدين حسن بن علي الطبري
343
كامل بهائى ( فارسي )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * باب دوازدهم * فدك مولانا زين العابدين عليه السّلام گويد كه ام ايمن ابو بكر را ذم مىكرد چون شهادت او رد كردند و گفت : و اللّه ما انطلق لسانى بذهل ، حتى سمعت اذنى ذم رسول اللّه لك . گفت به خدا سوگند كه گشاده نشد زبان من به ذم تو تا شنيدم به گوش خود ذم رسول خداى را بر تو . ابى بن كعب گفت : فاطمة عليها السّلام عندي صديقة فى فدك . مذهب شيعه چنان است كه فدك حق فاطمه بود ابو بكر به قهر و ظلم از وى بستد و گفت اين صدقه است و بر دست فاطمه بر سبيل طعمه بود . عجب از شخصى كه دعوى اسلام كند و رسول چيزى كه به طعمه در حال حيات به فرزند خود داده باشد و او بعد از وفات بازستاند زهى و خليفه با وجود اين بگفت رسول گفت : نحن معاشر الانبياء لا نورث « 1 » . هيچ راوى از صحابه تصديق نكرد در اين حديث و رسول نفرموده بود كه چنين است نه با عترت و نه با امت و اين غايت جهل باشد كه داند روزى او را تصرف جايز است و روزى نيست و تميز حلال و حرام نكند و اين عذر باشد در شرع خاصه به اولاد و أعزه و اوصياء خود « حاشا عن رسول اللّه من ذلك ، و حاشا مائة الف كرة » . و از فاطمه بينه طلب كرد كه آن حق اوست به خلاف اجماع مسلمانان زيرا كه از اصحاب يد بينه طلب نكنند مدعى ابو بكر بود بينه او را مىبايست آورد و مع هذا ام ايمن كه رسول صلّى اللّه عليه و آله خبر داده بود كه از اهل جنت است گواهى داد .
--> ( 1 ) - صحيح مسلم كتاب جهاد ح 1758 و صحيح بخارى كتاب فرائض ح 6727 .